الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

263

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سَمَاوَة - شخص متعالى و بلند مرتبه ، شاعر گويد : سماوة الهلال حتّى احقوقفا « 1 » . و - سَمَا لى : برخاست و بالا رفت . و - سَمَا الفحلُ : آن فحل بر مادينه جهيد . اسْم - هر چيزى است كه ذات اشياء با آن شناخته مىشود و اصلش سِمْو - است به دلالت واژه‌هاى أَسْمَاء و سُمَىّ ، و اصلش - السُّمُوّ - است يعنى چيزى كه بوسيله آن مُسَمَّى ( يعنى كسى يا چيزى كه نام بر آن نهاده شد ) . يادآورى و بلند آوازه و شناخته مىشود . در آيات : ( بِسْمِ اللَّهِ - 1 / فاتحه ) و ( ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها - 41 / هود ) . ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - 1 / فاتحه ) و ( وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ - 31 / بقره ) اسماء در اين آيه يعنى الفاظ و معانى چه مفرداتش و چه تركيب شده‌ها ، يا اسماء تركيبى آنها ، بيان و توضيح اين مطلب اين است كه اسم دو گونه به كار مىرود : اوّل - بنابر وضع اصطلاحى آن اسم بر چيزى كه آن اسم از آن چيز خبر دهنده است مثل - رجل و فرس . دوّم - بنابر وضع اوّليه هر چيز كه در باره انواع سه گانه آن : 1 - خبر دهنده از چيزى 2 - فعل يا خبر از چيزى ، 3 - حرف كه رابطهء ميان آنها و مسمّى است ، مراد و مقصود آيهء فوق همين است زيرا آدم عليه السّلام همين كه اسم را آموخت و دانست ، فعل و حرف را نيز آموخت و انسان وقتى كه اسمى بر او عرضه مىشود عارف و شناسا به مسمّى آن اسم نمىشود مگر اينكه ذات آن اسم را هم بشناسد . مگر نمىبينى اگر ما اساس اشياء را به زبان هندى يا رومى بدانيم ولى صورتى كه آن اسماء به آنها تعلّق مىگيرد نشناسيم تنها با شناسائى اسماء مجرّدة از سوى خود و اگر هم آن اشياء را ديده باشيم باز هم - مسميّات - را نشناخته‌ايم بلكه ما عارف به اصوات مجرّدة بوده‌ايم .

--> ( 1 ) اين مصراع در جاى ديگر با ساير ابيات ترجمه شده است .